البته بتونه منو قانع کنه
در شرع اسلام چیزی به نام زندان وجود نداره
یعنی در عصر ظهور و اوج دوران اسلامیت
اینطوری بوده که در هر جنگی چه با قبایل اطراف مدینه و مکه در خود عربستان و چه کشورهای همجوار که مسلمانان داشتند ..وقتی اسیرانی می گرفتند اون اسیر خواه زن و یا مرد زندانی نبودند بلکه برده و کنیز می شدند
و البته همبستر شدن با کنیزان و بردگان حتی ! که جز مایملک ارباب خود بودند نیازی به خواندن صیغه و یا چیزی دیگه و یا مراسمی و ..... نبود..این همان غنایم جنگی بود که تقسیم می شد البته بین همه سرداران و...
آیا در زندانهای ایران به خصوص در جریانات بعد از انتخابات که در واقع زندانی نبودند و اسیر بودند همینطور رفتار شده؟؟
یعنی به زندانبان یا بازجو و یا هر اسمی دیگه تفهیم شده بود که اینان اسیر هستند و حالا برای شما و ..
قانون ارجح داره در ایران یا حدیثها و سنتها و قانون شرع ؟؟چون مطمئنم در قانون تصویب شده (نظام جمهوری اسلامی )شکنجه و تجاوز در زندانها محکوم و غیر قانونیه
البته امروز وقتم زیاد نیست چون این بحث خیلی زیاده
این مطلب مدتها در ذهن من هست
اگر در دوران شاه در زندان تجاوزی صورت می گرفت می گفتند که دین ندارند و....
حالا چی بگیم؟؟
دین دارند و اینکارو می کنند !!!!؟؟؟؟؟؟؟
دین دارند و حق دارند؟؟
دین دارند و آقای ما هستند؟؟
دین دارند و خدایی هستند؟
من تعهد دادم وبلاگ ننویسم ولی با وجدانم چه کنم؟؟
فکر اینکه پسر و دختر جوون من هم جوگیر انتخابات بودند و اگر دستگیر می شدند در اسارتگاه ها لباس از تنشون می گرفتند و ....................... فکرش منو دیوونه می کنند و از اعماق وجودم داد می کشم
فرزندانم..برادران و خواهرانم در اسارتگاهها هستند.. بشینم خونه و برم سر کلاس فلسفه که با استفاده از برهان سینوی و فارابی وجود خدا رو ثابت کنم
بعد از ثابت شدن وجود خدا بعد برم سراغ چی ؟
خدای من تو هستی ؟من جواب می خوام ...وظیفه من چیه
مادر بودن ..همین ..چشامو ببندم به روی درد همسایه و همشهری و هموطنم
منتظر کمک تو باشم که از آسمون برامون ناجی بفرستی..من که سجده می کنم و دعا می کنم و دست رو دست می ذارم بعد می رم سر کلاس معارف که بیشتر وجود تورو برام اثبات کنند!!
بنده ناچیزت فرشته
می ام اینجا
وقت نوشتن ندارم
این مدت بیمار بودم
امروز کمی بهتر شدم
بچه هام آنفلونزا گرفتند
وظیفه ی مادریم سنگین تر شده با بیماری این دوتا جوجه ی من
با مهر برای دوستانم
فرشته
شادم
اینکه درست زمانی که دلم پر می شه از لبخند و قشنگیش
دلم می گیره
کاش داداشم زنده بود
کاش داداش مهربونم دستکم به مرگ طبیعی از این دنیا می رفت
چرا برادرمو کشتند؟؟
چرا خیلی ها رو در اوین و زندانهای دیگه تیربارون کردند؟
چرا نظام اسلامی ایران نخبه گان رو به گورستانها فرستاد ؟؟
هرکسی که منتقده و جرات گفتن داره می ره گورستان !!!چرا/
داداش مهربونم
مهربونم برادرم
احمد جان
در شاد ترین لحظاتم تورو کنارم می بینم
دوست دارم مهربونم
با مهر برای برادرم
فرشته
بخاطر آزداي
هر خطري بي خطر
هر زنداني رهايي
هر جهادي آسودگي
و هر مرگي حيات است!
اي آزادي!
چه زندانها برايت كشيده ام
و چه زندانها خواهم كشيد!
من پرورده آزادي ام،
استادم علي است،
مرد بي بيم و بي ضعف و پر صبر!
پيشوايم مصدق،
مرد آزادي، مردي كه هفتاد سال براي آزداي ناليد!
دوستان خوبم
چقدر من کار دارم و چقدر بیشتر از اون هدف دارم
برنامه ریزی هام جوری هست که نمی تونم به اینترنت زیاد سر بزنم
از صبح تا ظهر سرکارم
یک ظهر تا شش غروب کلاس درس می رم
شب هم کارهای خونه و درسای که باید مرور کنم
برا هر ثانیه وقتم برنامه ریختم و نتونستم وقتی حتی در حد کم برای دنیای مجازی بذارم
امروز بعد از دو هفته اومدم و متاسفم نشد زودتر سری به دوستانم بزنم
شاید تا سال جدید همین اوضاع باشه و هر هفته بتونم فقط یه چند دقیقه بیام اینجا
دوستتون دارم
با مهر برای همه ی دوستانم
هنگامي كه ترويج گران مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما در دست،
زمینهایمان را داشتیم، پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما را داشتند.
" جومو کیانتا"